آنگونه که انتشارات کاروان منتشر کرده است، آرش حجازی در 28 بهمن 1349 به دنیا آمد.در سال 1376، او انتشارات کاروان را تأسیس کرد و دو سال بعد، پائولو کوئلیو، نویسنده مشهور برزیلی او را مترجم رسمی آثارش به زبان فارسی معرفی کرد. در سال 1380، سردبیری ماهنامه فرهنگی- هنری «کامیاب» را بر عهده گرفت که پس از پنج شماره انتشار، متوقف شد. پس از «کامیاب» حجازی ماهنامه جشن کتاب را منتشر کرد که بیست شماره منتشر شد و پس از آن قالب آن تغییر کرد.اما نکته قابل تأمل درباره آرش حجازی حضور مشکوک وی در ایران در تاریخ 30 خرداد و سابقه او در انگلیس است.حجازی دانشجوی یکی از دانشگاههای جنوب انگلستان است که پنج روز قبل از مرگ ندا آقاسلطان (دو روز بعد از آغاز درگیریها در تهران) وارد ایران شد و فردای قتل ندا آقاسلطان سریعا به انگلستان بازگشت. این در حالی بود که وزارت اطلاعات پس از آغاز درگیریها و پیش از مرگ ندا آقاسلطان از احتمال حضور نیروهای بیگانه برای دامن زدن به آشوبها و اغتشاشات خیابانی خبر داده بود. در جریان قتل ندا آقاسلطان وی همان فردی است که در هنگام شلیک گلوله به ندا، در فاصله نزدیکی از او قرار داشت و همانگونه که در ویدئوی قتل خانم آقاسلطان نیز مشخص است، ظاهرا سعی میکرد به وی کمک کند. با این حال پس از چند ساعت از قتل آقاسلطان، لحظه قتل این هموطن که در آن تحرک آرش حجازی نیز بسیار پررنگ بود، در رسانههای خبری دنیا مکررا پخش شد تا اینگونه رسانههای غربی همانند بیبیسی، نیویورک تایمز، دیلی تایمز و... «ندا آقاسلطان» را به عنوان سمبل اعتراض ایرانیان به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری معرفی کنند. حتی باراک اوباما با ادعای اینکه فیلم قتل نداآقاسلطان را دیده است، در کاخ سفید به خبرنگاران گفت که دل او با دیدن فیلم «شکسته شد».
پس از حضور حجازی در انگلیس که با شانتاژ بیسابقه خبری رسانههای خارجی درباره قتل آقا سلطان همراه بود، بیبیسی (رسانه خبری وابسته به دولت انگلیس) گفتوگوی مفصلی از وی را با نام «پزشک ایرانی از ماجرای مرگ ندا میگوید» منتشر ساخت.حجازی در این گفتوگو سخنانی را به زبان آورد که با اظهارات کاسپین ماکان، نامزد خانم آقاسلطان که اتفاقا او نیز با بیبیسی گفتوگو کرده در تضاد بود. حجازی در توجیه حضورش در صحنه قتل، با توجه به آنکه در آن مکان هیچگونه درگیری و اغتشاشی نبود، میگوید: «سر و صدا را در خیابان شنیدیم و تصمیم گرفتیم برویم و ببینیم چه خبر است. خیابان خسروی را تا انتها رفتیم و رسیدیم به خیابان کارگر، جایی که مردم جمع شده بودند. مأموران پلیس ضدشورش حدود 50 متر پایینتر با موتوسیکلتهایشان ایستاده بودند و مردم را عقب میراندند. ناگهان گاز اشکآور به میان مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند».حجازی گفت که همزمان با پرتاب گاز اشکآور، مأموران هم با موتوسیکلت به سمت جمعیت حرکت کردند و جمعیت در طول خیابان خسروی شروع به دویدن کردند؛ «ندا هم در میان آنها بود». او گفت در تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی، جمعیت به تدریج متفرق میشدند و فقط چند نفر ایستاده بودند تا ببینند چه باید بکنند؛ «ناگهان صدای شلیکی شنیدیم. در همان لحظه من برگشتم و دیدم که خون از سینه ندا که در چند متری من ایستاده بود فواره میزند».اما کاسپین ماکان، نامزد خانم آقاسلطان در قسمتی از گفتوگوی خود در این رابطه اظهار داشت: وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیریها دور بود، یعنی در خیابانهای فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقیاش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی، کلافه و از ماشین پیاده میشود و آن اتفاق میافتد.
در چنین شرایطی رئیسجمهور کشورمان در نامهای به رئیس قوه قضائیه ضمن مشکوک دانستن قتل ندا آقاسلطان، رسیدگی جدی به موضوع قتل و شناسایی عوامل جنایت را خواستار شد.
این در حالی است که روز گذشته یک منبع امنیتی از بهدست آوردن سرنخهایی از قاتل ندا آقاسلطان در بررسیهای صورت گرفته پس از قتل وی خبر داده است. منابع آگاه امنیتی همچنان در حال بررسی نقش مبهم آرش حجازی در ماجرای قتل ندا آقاسلطان هستند. اینکه چرا وی 2 روز پس از آغاز اغتشاشات به ایران آمد؛ در صحنه قتل دختری که فورا در تمامی رسانههای ضدایرانی منعکس شد، نقش بسیار پررنگی داشت و نهایتا یک روز پس از این ماجرا به انگلستان برگشته و به تشریح ماجرای قتل آقاسلطان، آنگونه که مطلوب رسانههای ضدایرانی است، میپردازد.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

ها ها ها مرسی خیلی بامزه بود!
پاسخ دادنحذف